در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

measure (imperial)

اوزان و سنجش‌های قانونی کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا

measured

اندازه‌گیری شده، حساب شده، سنجیده، دقیق

measurement

اندازه‌گیری، اندازه، متره، سنجش

measurement (cubic)

اندازه‌گیری حجمی، اندازه‌گیری بر حسب مترمکعب

measurer

دستگاه اندازه‌گیری، سنجنده

measures

تدابیر، اقدامات، معیارها، اندازه‌ها

measuring

(مربوط به) اندازه‌گیری، سنجش، برای اندازه‌گیری، مخصوص اندازه‌گیری

measuring flume [flows]

کانال اندازه‌گیری دبی جریان، ناو اندازه‌گیری، فلوم اندازه‌گیری

mechanical a/

(مربوط به) ماشین، ماشینی، مکانیکی، خودکار، اتوماتیک، (شخص) فنی، دارای اطلاعات مکانیکی، وابسته به کار یدی

صفحه  390  از  741