در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

margin

حاشیه، لبه، کناره، کنار، سرحد، مرز، سود ناخالص، مابه‌التفاوت (بازرگانی)

marginal

(مربوط به) حاشیه، حاشیه‌ای، کناری، میان مرزی، بینابینی، کم‌اهمیت، اندک، جزیی، فرعی، جانبی، نهایی (اقتصاد)

mark

علامت، نشان، نشانه، اثر، نمره، استاندارد، معیار، خط شروع، خط آغاز، علامت گذاشتن، نشانه گذاشتن، علامت‌گذاری کردن، با علامت مشخص کردن، اثر گذاشتن، برچسب زدن، نمره دادن، ثبت کردن)

mark (bench)

نقطه مبنا، نشانه مبنا، نشان، نشانه، ملاک، معیار، محک

mark (skid)

اثر به‌جا مانده از لغزش، علامت سُرخوردن، خط ترمز

marked arrow

پیکان (فلش) خط‌کشی شده (روی سطح راه)

marked bay

سکوی علامت‌گذاری شده (یا علایم افقی)

marked lane

خط عبوری علامت‌گذاری شده (با علایم افقی)

marker

نشانه، علامت، شاخص، میل، سنگ‌چین، دستگاه خط‌کشی، دستگاه علامت‌گذاری، علامت‌گذار، شمارش‌گر

marker post

علامت راهنما، میله راهنما، میله نشانه (راهسازی)

marker post (road)

میله مشخص‌کننده راه، میله دارای برچسب شب‌نما برای مشخص کردن حدود راه

market

بازار، بازار روز، تجارت، بازرگانی، تقاضا، خریدار، مشتری، دادوستد، خریدوفروش، معامله، خریدوفروش کردن، معامله کردن، دادوستد کردن، خرید کردن، به بازار عرضه کردن، به معرض فروش گذاشتن، فروختن

صفحه  382  از  741