در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
luggage rack
باربند (اتومبیل)، رف بالای سر، جای بار
luggage van
وانت ویژه حمل چمدان (در فرودگاهها و ...)
lumen
لومن (واحد اندازهگیری پخش نور)
lumen meter
دستگاه نورسنج، دستگاه سنجش شار
luminaire support [USA]
تیر (پایه) نورافکن [اصطلاح آمریکایی]
luminaire [USA]
نورافکن [اصطلاح آمریکایی]
luminance
درخشندگی، درخشش، تابناکی
luminance (retroreflected)
درخشش انعکاسی
luminance coefficient
ضریب درخشندگی، ضریب درخشش
luminance factor
ضریب روشنایی، ضریب درخشانی
luminance meter
دستگاه سنجش میزان درخشندگی
luminance threshold
آستانه درخشش، آستانه درخشندگی
luminance under diffuse illumination
درخشندگی دراثر انتشار نور
luminescence
درخشش، درخشندگی، شبتابی، شبنمایی، نور، روشنایی
luminosity
درخشندگی، درخشش، روشنی، روشنایی
luminous
درخشان، درخشنده، روشن، شبنما، واضح
luminous environment
محیط روشن
luminous intensity
شدت روشنایی، شدت درخشش
luminous intensity (coefficient of)
ضریب شدت نور (درخشندگی)
lump
تکه، قطعه، برآمدگی، ورم
lump of earth
کلوخه خاک
lump sum
قیمت مقطوع
lump sum contract
معامله با قیمت توافق شده (قیمت مقطوع)، قرارداد مقطوع
lump sum price
قیمت مقطوع، قیمت کلی
lump sum purchase
خرید به قیمت مقطوع، خرید به قیمت مقاطعهای
lurch
پله رفتن، تکان تکان خوردن (کشتی، اتومبیل)
lux
لوکس
luxation
جابجاشدگی، دررفتگی
M M
M M
macadam
ماکادام، سنگ شکسته
macadam (bitumen)
ماکادام قیری
macadam (coated)
ماکادام قیری
macadam (coloured)
ماکادام رنگی
macadam (dense bitumen)
ماکادام قیری متراکم
macadam (dense)
ماکادام متراکم
macadam (dry bound)
ماکادام متراکم خشک، ماکادام خشک
صفحه 374 از 741