در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

luggage rack

باربند (اتومبیل)، رف بالای سر، جای بار

luggage van

وانت ویژه حمل چمدان (در فرودگاه‌ها و ...)

lumen

لومن (واحد اندازه‌گیری پخش نور)

lumen meter

دستگاه نورسنج، دستگاه سنجش شار

luminance

درخشندگی، درخشش، تابناکی

luminescence

درخشش، درخشندگی، شب‌تابی، شب‌نمایی، نور، روشنایی

luminosity

درخشندگی، درخشش، روشنی، روشنایی

luminous

درخشان، درخشنده، روشن، شب‌نما، واضح

lump

تکه، قطعه، برآمدگی، ورم

lump sum contract

معامله با قیمت توافق شده (قیمت مقطوع)، قرارداد مقطوع

lump sum purchase

خرید به قیمت مقطوع، خرید به قیمت مقاطعه‌ای

lurch

پله رفتن، تکان تکان خوردن (کشتی، اتومبیل)

«‹ ۳۷۲  ۳۷۳  ۳۷۴ ۳۷۵ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۷۴ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰