در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
lighting furniture
وسایل روشنایی، لوازم نورپردازی
lighting maintenance
نگهداری وسایل روشنایی (لوازم نورپردازی)
lighting mast
تیر چراغ برق، تیر (دکل) روشنایی
lighting pole
تیر چراغ برق، تیر روشنایی
lighting technician
تکنیسین نورپردازی، متخصص روشنایی
lighting tube
لامپ روشنایی
lighting – up time
زمان روشنی، مدت زمان روشنایی (روشنبودن)
lightly
سبک، نرم، کم، به نرمی، آرام، به آرامی، با ملایمت
lightly trafficked pavement
روسازی دارای ترافیک سبک
lightness
روشنی، روشنایی، سبکی، نرمی
lightning [thunderstorm]
برق، آذرخش، صاعقه
lights (traffic)
چراغهای ترافیکی
lightweight
سبک، کموزن، بیاهمیت، معمولی، متوسط، پیشپاافتاده
lightweight concrete
بتن سبک
lightweight motorcycle
موتورسیکلت سبک
ligneous a/
چوبی، از جنس چوب، چوبسان
ligneous plants
گیاهان چوبی (چوبدار)
like
شبیه، مثل هم، همانند، مشابه، دوست داشتن، علاقه داشتن، ترجیح دادن
likelihood
احتمال
lime
آهک، آهک زدن، آهکی
lime (hydrated)
آهک آبدارشده، آهک آبدیده، آهک شکفته
lime (slaked)
آهک کشته، آهک شکفته
lime - stabilized soil
خاک تثبیتشده با آهک
lime soils
خاکهای آهکی
limestone
سنگ آهک
limit
مرز، حد، محدوده، محدودیت، محدود کردن، حدی قایل شدن
limit (Atterberg)
حد آتربرگ (نوعی آزمایش در مکانیک)
limit (emission)
محدوده انتشار، حد انتشار
limit (liquid)
حد روانی (خاک)
limit (lower)
حد پایینی
limit (operating)
محدوده کاربرد، محدوده عملکرد، محدوده بهرهبرداری
limit (plastic)
حد خمیری
limit (road with no speed)
راه بدون محدودیت سرعت
limit (shrinkage)
حد انقباض، حد جمعشدگی (خاک)
limit (stabilization)
حد تثبیت، حد تحکیم
limit (time)
مهلت، محدودیت، زمانی، ضربالاجل
صفحه 361 از 741