در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

laying

پهن کردن، گستراندن، کار گذاشتن، مستقر کردن، نصب کردن

laying (hot)

پخش گرم (پخش آسفالت به صورت گرم)

laying machine

ماشین پخش‌کننده، دستگاه پخش (آسفالت، بتن)

layoff

از کار بیکار کردن، بیرون کردن

layout

آرایش، طرح، وضع، نقشه اولیه، گستردگی، نحوه گستردگی، نظم، نظم و ترتیب، فضابندی، جانمایی

layout of light sources

نحوه گستردگی منابع روشنایی، طرح جانمایی منابع روشنایی

leach

آب‌شویی، آب‌شستگی، شسته شدن بتن

leaching

شستگی، فروشویی (خاک، بتن)، جذب، آبکشی (تصفیه فاضلاب)

lead

سرب، راهنمایی، هدایت، رهبری، جلو، خط جلو، مقام اول، جوی، آبراهه، سیم رابط (برق)، خبر اول، تیتر اول، خبر اصلی، قراول (بنایی)، ناودان، راهنمایی کردن، هدایت کردن، در رأس بودن، پیشاپیش رفتن، پیش بودن، جلو بودن

lead time

زمان انجام کار (زمان میان دریافت تقاضا برای تولید کالا تا ارایه کالای تولیدشده)

leading

رهبری، هدایت، راهنمایی، مهم، عمده، اصلی، پیشرو، پیشقدم، پوشش سربی، قاب سربی

leak

سوراخ، شکاف، درز، نشت، رخنه، نشتی، نشت کردن، چکه کردن، نشتی داشتن، سوراخ بودن، آب دادن، منتشر کردن، منتشر شدن، فاش شدن، انتشار دادن (خبر، اطلاعات)

«‹ ۳۴۸  ۳۴۹  ۳۵۰ ۳۵۱ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۵۰ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰