در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

large

بزرگ، درشت، گنده، پرجمعیت (خانواده)، زیاد، کلان، هنگفت، سنگین (خسارت)، وسیع، پهناور، گسترده، نامحدود، فراگیر

late

دیر، با تأخیر، پایانی، آخر، آخری (مربوط به) آخر ساعت، (مربوط به) آخر وقت، اخیر، پیشین، قبلی، دیر، دیروقت

lateral

کناری، بغلی، جانبی، (مربوط به) کنار

latitude

عرض جغرافیایی، عرض (نقشه‌برداری)، آزادی، اختیار، آزادی عمل

lattice

شبکه، شبکه‌بندی، مشبک، نرده، داربست

صفحه  347  از  741