lag تأخیر، فاصله، لقیگیر (تکیهگاه)، کند پیش رفتن، آهسته حرکت کردن، یواش رفتن، عقب ماندن، عایق کردن، عایقبندی کردن
lagging عایق شکلدار (عایق حرارتی)، داربست تاقزنی، چوببندی، تختهبندی (چوببست قوس، جدار گودبرداری)، عایقبندی، تعویق، به تأخیر افتاده (عمل، کار)