در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

joint venture

تجارت مشترک، سرمایه‌گذاری مشترک، مشارکت (حقوق)

jointing

درزکشی، بندکشی (بنایی)، رنده‌زنی، گردتراشی

joist

تیرچه، تیرک، تیر سقف

journal

سرمحور، پاتاقان گرد، سر محور که در پاتاقان می‌گردد، مجله

journey [transport]

سفر، مسافرت، مسیر، راه، مسافرت کردن، سفر کردن

judge

قاضی، دادرس، داور، کارشناس، خبره، قضاوت کردن، داوری کردن، دادرسی کردن

judgement

قضاوت، داوری، دادرسی، حکم دادگاه، حکم قاضی

judicial a/

قضایی، دادگاهی، منصفانه، بی‌طرفانه

junction

تقاطع، چهارراه، اتصال، پیوند، محل اتصال، محل تلاقی (راه، راه‌آهن)، انشعاب (لوله‌کشی)

صفحه  335  از  741