در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

instruct

آموزش دادن، تعلیم دادن، مطلع کردن، آگاه کردن، دستور دادن، توصیه کردن، راهنمایی کردن

instruction

آموزش، تعلیم، درس، آموزه، فرمان، دستور، راهنمایی، توصیه، دستورالعمل، طرز استفاده

instruction book

کتابچه دستورالعمل استفاده، کتابچه راهنمای استفاده

instrument

وسیله، اسباب، آلت، ابزار، دستگاه

insulate

عایق کردن، ایزوله کردن، آکوستیک کردن، محافظت کردن، حفظ کردن

insulating

عایق، عایق‌دار، عایق‌بندی شده، عایق‌کاری شده

insulation

عایق‌کاری (گرما، رطوبت، صدا)، عایق‌بندی، عایق، نارسانا، ایزولاسیون

insulation (heat)

عایق حرارتی، عایق‌بندی حرارتی، عایق‌کاری حرارتی

insurance

بیمه، پول بیمه، خسارت (بیمه)، حق بیمه، بیمه‌نامه، قرارداد بیمه، اقدام احتیاطی، عمل پیشگیرانه

صفحه  323  از  741