در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

initiative

مقدماتی، اولیه، ابتکار، نوآوری، پیشقدمی، پیشگامی

inject

تزریق کردن، ایجاد کردن، وارد کردن

injunction

دستور، فرمان، ممنوعیت، بازداری، دستور کتبی، حکم دادگاه

injure v/

مجروح کردن، زخمی کردن، آسیب رساندن، صدمه زدن، زیان رساندن، لطمه زدن

injured a/

زخمی، مصدوم، مجروح، آسیب‌دیده

injury

صدمه، آسیب، لطمه، خسارت، زخم، جراحت، آسب‌دیدگی، زیان، ضرر

ink

جوهر، مرکب، جوهری کردن، مرکبی کردن

inland

داخلی، غیر مرزی، غیرساحلی، درون‌مرزی، به درون کشور، به داخل کشور

inlet

خلیج کوچک، شاخابه، مدخل، دهانه، ورودی

«‹ ۳۱۸  ۳۱۹  ۳۲۰ ۳۲۱ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۲۰ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰