indicate اشاره کردن، نشان دادن، نمایاندن، نشانگر بودن، نشاندهنده بودن، دلالت داشتن، حاکی بودن، فهماندن، نشان دادن، ایجاب کردن، ضروری ساختن
indicator درجه، عقربه (سرعت، فشار و ...)، راهنما (مشخص)، چراغ راهنما (در بریتانیا، اتومبیل)، تابلوی راهنما (راهآهن)، نشانه، علامت، شاخص، معرف