در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
in transit
عبوری، در حال عبور، در حال حمل
in – depth accident study
مطالعه جزء به جزء تصادف، بررسی دقیق تصادف
in – depth study
مطالعه دقیق و کامل، بررسی جزء به جزء
in – place recycling
بازیافت در محل، بازیافت در جا
in – plant recycling
بازیافت در کارخانه
in – service conditions
شرایط سرویسدهی
in – situ prepared bridge
پل درجا ساخته، پل در محل ساخته
in – vehicle computer
رایانه درونوسیلهای (نصب شده داخل وسیله نقلیه)
in – vehicle equipment
تجهیزات درونوسیلهای (نصب شده داخل وسیله نقلیه)
in – vehicle system
سیستم درونوسیلهای (نصب شده درون وسیله نقلیه)
inadequate
ناکافی، کم، نامناسب، فاقد صلاحیت، بیلیاقت
inadequate design
طراحی ناکافی، طرح ناکافی
inadequate drainage
زهکشی نامناسب، زهکشی ناکافی
inadequate visibility
قابلیت دید ناکافی، قابلیت دید کم
inbound a/
به طرف داخل، به طرف مرکز، درونسوی، رو به وطن، رو به خانه
inbound traffic
ترافیک ورودی
inbound trip
سفر درونسوی، سفر به سمت داخل (منطقه)
incandescence
در اثر گدازش پر نور شدن، نور دادن در اثر حرارت، التهاب، فروزندگی، تابش
incandescent lamp
لامپ رشتهای، لامپ التهابی
incentive
انگیزه، مشوق، محرک، دلیل
incentive (financial)
انگیزه مالی، محرک مالی
inch (bits per)
تعداد بیت در اینچ
incidence
میزان وقوع، درصد وقوع، دامنه (بیماری و ...)، وقوع، تابش، بار اصلی، فشار (مالیات)
incidence (angle of)
زاویه تابش، زاویه فرود
incident
حادثه، رویداد، واقعه، پیشامد، اتفاق، برخورد، برتابش
incident detection
آشکارسازی حادثه، شناسایی حادثه
incident flux
شار تابشی، جریان تابش
incident light
نور تابشی
incident management
مدیریت رویداد، مدیریت حادثه
incident ray
اشعه تابشی، شعاع تابش
incidental
همراهی کننده، همراه، جزیی، فرعی، اضافی (مخارج)، اتفاقی، پیشبینی نشده
incidental expenses
مخارج اتفاقی، هزینههای تصادفی
incinerator ash
خاکستر کوره زبالهسوز
incinerator ash (refuse)
خاکستر (حاصل از) سوزاندن زباله
inclemency (winter)
سختی زمستان، سردی زمستان
inclination
میل، شیب، گرادیان، میزان تمایل
صفحه 313 از 741