در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
hydrocarbon
هیدروکربن
hydrocarbon (aromatic)
هیدروکربن معطر
hydrocarbon (polycyclic)
هیدروکربن چند حلقهای
hydrocarbon binder
چسبنده هیدروکربنی
hydrocarbon concrete
بتن هیدروکربنی
hydrocarbon concrete (closed)
بتن هیدروکربنی بسته
hydrocarbon concrete (dense)
بتن هیدروکربنی متراکم
hydrocarbon concrete (open)
بتن هیدروکربنی باز
hydrocarbon concrete (semiclosed)
بتن هیدروکربنی نیمه بسته
hydrocarbon concrete (semidense)
بتن هیدروکربنی نیمه متراکم
hydrocarbon mastic
ماستیک هیدروکربنی
hydrocarbon material
مصالح هیدروکربنی
hydrocarbon mortar
ملات هیدروکربنی
hydrocarbon product
فرآورده هیدروکربنی
hydrocarbon surfacing
رویه هیدروکربنی، روکش هیدروکربنی
hydrochloric asid
اسید هیدروکلریدریک
hydrodemolition
تخریب به وسیله آب، تخریب با فشار زیاد آب
hydrogen
هیدروژن
hydrograph
آبنگار، هیدروگراف، آبنگاشت
hydrographic surveys
برداشت هیدروگرافی
hydrological a/
وابسته به آبشناسی، وابسته به هیدرولوژی
hydrological regime
نظام آبشناسی، نظام هیدرولوژیک
hydrology
آبشناسی، هیدرولوژی
hydrolysis
آبکافت، هیدرولیز، تجزیه به وسیله آب
hydrophilic
آبدوست، دارای خاصیت خیسشوندگی
hydrophilic aggregate
مصالح هیدروفیلیک، مصالح آبدوست
hydrophobic
آبگریز، فاقد خاصیت خیسشوندگی
hydrophobic characteristics
مشخصات آبگریزی، خاصیت هیدروفوبیک
hydroplane
قایق بالهدار، قایق تندرو
hydroplaning [USA]
سُر خوردن وسیله نقلیه روی آب [اصطلاح آمریکایی]
hydroscopic quality
کیفیت جذب رطوبت، کیفیت نمگیری
hydroseeding
بذرپاشی با فشار آب
hydrostatic
ایستایی، هیدرواستاتیکی
hydrostatic pressure
فشار هیدرواستاتیک، فشار ایستایی
hydrotimetry
هیدروتایمزی، سنجش میزان سختی آب
hydroxide
هیدروکسید
صفحه 307 از 741