در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

hydrodemolition

تخریب به وسیله آب، تخریب با فشار زیاد آب

hydrograph

آبنگار، هیدروگراف، آبنگاشت

hydrological a/

وابسته به آب‌شناسی، وابسته به هیدرولوژی

hydrolysis

آب‌کافت، هیدرولیز، تجزیه به وسیله آب

hydrophilic

آب‌دوست، دارای خاصیت خیس‌شوندگی

hydrophobic

آب‌گریز، فاقد خاصیت خیس‌شوندگی

hydroplane

قایق باله‌دار، قایق تندرو

hydroplaning [USA]

سُر خوردن وسیله نقلیه روی آب [اصطلاح آمریکایی]

hydrotimetry

هیدروتایمزی، سنجش میزان سختی آب

صفحه  307  از  741