در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

hour (peak)

ساعت شلوغی، ساعت اوج، ساعت پیک (ترافیک)

hour (rush)

ساعت پرترافیک، ساعت شلوغی، ساعت پرازدحام، ساعت اوج، ساعت پیک

hourly a/

ساعتی یک‌بار، یک ساعت به یک ساعت، در هر لحظه، پیوسته، ساعتی، دایمی، همیشگی

house

خانه، منزل، خانواده، دودمان، خاندان، بورس، بازار، بورس، مؤسسه، شرکت، بنگاه، حضار، تماشاچیان، گروه، جمع، جا دادن، منزل دادن، سکنی دادن، جا پیدا کردن، گذاشتن، انبار کردن (کالا)

house (detached)

خانه دور باز، خانه چهار طرف باز، عمارت کلاه‌فرنگی

house connection

اتصال فاضلاب خانه،‌ فاضلاب‌روی خارجی خانه

صفحه  304  از  741