در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

haulier

شرکت حمل‌ونقل، کامیون‌دار

haunch

کشاله (قوس)، ماهیچه (تیر)، شانه (راه)

haza

غبار، مه، رقیق، گردوخاک، ابهام، حواس‌پرتی، گیجی

hazard

خطر، شانس، تصادف، اتفاق، به خطر انداختن، به مخاطره انداختن

hazardous a/

پر خطر، مخاطره‌آمیز، خطرناک، تصادفی، اتفاقی، شانسی

head

سر، کله، بالا، صدر، نوک، دماغه، سرچشمه، رییس، سرپرست، اصلی، مرکزی، عمده، جلو، قسمت جلو، اختلاف سطح، اختلاف فشار، عنوان، سرفصل، موضوع، رهبری کردن، در رأس بودن، هدایت کردن

head (reading)

ابزار خواندن اطلاعات از روی دیسک (هد)

head (signal)

سر چراغ راهنمایی، فانوس چراغ‌ راهنمایی

head - on accident

تصادف، سر به سر، تصادف از روبرو، تصادف شاخ ‌به شاخ

صفحه  294  از  741