hail تگرگ، تگرگ باریدن، تگرگ آمدن، خوشآمد گفتن، استقبال کردن، درود گفتن، صدا کردن، صدا زدن (تاکسی، شخصی)، گرامی داشتن، احترام گذاشتن
hall تالار، سالن، عمارت، ناهارخوری، غذا خوری (در بریتانیا، دانشگاه)، خوابگاه، هال، راهرو، سرسرا، کریدور
hand دست، اختیار، مسؤولیت، تملک، دخالت، شرکت، سهم، توانایی، مهارت، استادی، عقربه (ساعت)، طرف، سمت، جانب، دست دادن، کمک کردن