در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

hail

تگرگ، تگرگ باریدن، تگرگ آمدن، خوش‌آمد گفتن، استقبال کردن، درود گفتن، صدا کردن، صدا زدن (تاکسی، شخصی)، گرامی داشتن، احترام گذاشتن

hail the bus lv/

علامت دادن برای توقف اتوبوس (جهت سوار شدن)

hair

مو، زلف، گیسو، پشم، کُرک، پرز

hairline

مویین، مویی، باریک، نازک

hairpin

سنجاقک، بست میلگرد (قالب‌بندی)

hairpin bend [road]

مارپیچ، قوس U شکل، پیچ تند، قوس نعلی شکل، قوس سرپانتین، قوس سرسنجاقی [راه]

half

نصف، نصفه، نیمی، نیم، نیمه، نیمسال، نرم، بلیط تخفیف‌دار، بلیط نیم‌بها

hall

تالار، سالن، عمارت، ناهارخوری، غذا خوری (در بریتانیا، دانشگاه)، خوابگاه، هال، راهرو، سرسرا، کریدور

hall (county)

ساختمان بخشداری، ساختمان فرمانداری

halogen

هالوژن، عنصر نمک‌زا

hamlet

دهکده کوچک، کلات، آبادی

hammer

چکش، پتک، کوبه، با چکش زدن، چکش‌کاری کردن، به شدت خوردن، کوبیدن (باران و غیره)

hand

دست، اختیار، مسؤولیت، تملک، دخالت، شرکت، سهم، توانایی، مهارت، استادی، عقربه (ساعت)، طرف، سمت، جانب، دست دادن، کمک کردن

hand – held

آنچه قابل نگهداری در دست است، دستی

«‹ ۲۸۹  ۲۹۰  ۲۹۱ ۲۹۲ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۹۱ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰