در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

gritter

(دستگاه) ماسه‌پاش، ریگ‌پاش (راهسازی)

gritting

شن‌ریزی، ریگ روکش (راهسازی)

groove

شیار، شکاف، فاق، خراش

gross a/

زمخت، نتراشیده، خشن، فاحش، آشکار، بزرگ، واضح، انبوه (درخت)، ناخالص، ناویژه (اقتصاد)، (مقدار) کل

gross area

سطح مقطع ناخالص (سازه)، سطح زیربنای کل (ساختمان)

ground

زمین، ناحیه، خطه، خاک، محوطه، میدان، ته‌نشین، رسوب، دلیل، دلایل، موجب، زمینه، اتصال زمین (در آمریکا)

صفحه  287  از  741