در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

girder bridge

پل تیر حمالی، پل تیردار، پل شاه‌تیری

give

اهدا کردن، اعطا کردن، (کمک، حمایت) کردن، پرداختن، فروختن، سپردن، تحویل دادن، رساندن (پیغام)، باعث شدن، موجب شدن، تعیین کردن، مهلت دادن، وقت دادن، وقف کردن، تخصیص دادن

give way (refusal to)

راه ندادن، نپذیرفتن حق تقدم طرف مقابل، امتناع کردن از رعایت حق تقدم

give way lv/

راه دادن، رعایت کردن حق عبور، رعایت کردن حق تقدم، تسلیم شدن، میدان دادن

glacial

(مربوط به) یخچال‌ها، یخچالی، یخ، یخ‌زده، منجمد، خیلی سرد

glacier

یخچال طبیعی، یخ‌رود

glare

نور خیره‌کننده، نور شدید، برق تند، درخشش، به شدت تابیدن، با نور خیره‌کننده‌ای تابیدن، نور خیره‌کننده‌ای داشتن

glaze

لعاب، صیقل، پوسته، لایه نازک یخ، شیشه انداختن، شیشه کردن، لعابی کردن، برق انداختن

«‹ ۲۷۷  ۲۷۸  ۲۷۹ ۲۸۰ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۷۹ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰