در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

frost (white)

یخبندان سفید، برفک سفید، یخبست سفید

frost heave

تورم ناشی از یخبندان، تورم در اثر یخ‌زدگی (خاک)

frozen

یخ‌زده، یخ‌بسته، منجمد، سرد، یخ

fuel

سوخت، انگیزه، محرک، موجب، سوخت‌گیری کردن، سوخت دادن

full

پُر، کامل، تمام، حداکثر، قوی، پرطنین

«‹ ۲۶۸  ۲۶۹  ۲۷۰ ۲۷۱ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۷۰ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰