freeze یخبندان، سرمای شدید، تثبیت (قیمتها)، یخبندان شدن، یخبندان بودن، یخ زدن، منجمد شدن، تکان نخوردن، بی حرکت ماندن، بلوکه کردن (دارایی، اموال)، مسدود کردن (حساب)، تثبیت کردن، ثابت نگه داشتن (قیمتها)