در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

foot

پا، قدم، گام، پایین، دامنه، رکن، پایه، فوت (واحد اندازه‌گیری)

footbridge

پل عابر پیاده، پل پیاده‌رو

footing [foundation]

پی سطحی، پاشنه، جای پا، موقعیت، مقام، پایگاه، جایگاه، سطح، وضعیت، شرایط، حالت، پایه، شالوده، اساس

footpath

راه پیاده‌رو، گذرگاه پیاده‌رو، مالرو، کوره‌راه

footway extension

جلو آمدن پیاده‌رو، (پهن) بزرگ کردن پیاده‌رو

force

نیرو، قدرت، قوت، توان، توانایی، زور، استحکام، صلابت، جبر، فشار، اجبار، عامل، تأثیر، نفوذ، مجبور کردن، به زور واداشتن، وادار کردن، به زور انجام دادن، مجبور شدن

forecast

پیش‌بینی، پیش‌بینی (وضع) هوا، پیش‌بینی کردن

صفحه  263  از  741