در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

flush

همسطح، هم‌تراز، ریزش آب، فوران، انفجار، غلیان، طغیان، سرازیر شدن آب، جاری شدن، با آب شستن، آب ریختن و شستن

flushing

شستشوی سریع، شستشوی فشاری

flux

تغییر دایمی، دگرگونی مدام، جریان، سیلان، شار (فیزیک)، گدازآور، کمک‌ذوب (فلزشناسی)

fly ash

خاکستر بادی، خاکستر آتشفشانی

foam

کف، بتن کفی، سرباره اسفنجی، پلاستیک اسفنجی، کف ضد آتش‌سوزی

foamed slag

سرباره اسفنجی، روباره اسفنجی

fog

مه، مه‌گرفتگی، تاریکی هوا، تارشدگی، تیرگی، سردرگمی، ابهام، در مه پوشاندن، تار کردن، گیج کردن، در ابهام گذاشتن

fog lamp

چراغ ضد مه، چراغ مه‌شکن

fog light

چراغ مه‌شکن، چراغ ضد مه

fold

تا کردن، تا زدن، پوشاندن، بسته‌بندی کردن، بستن، پیچیدن، مخلوط کردن، تا شدن، جمع شدن

folding seat

صندلی تاشو، صندلی قابل جمع شدن

follow

به دنبال آمدن، پشت سرآمدن، پشت سر قرار داشتن، در پی آمدن، دنبال کردن، ادامه دادن، فهمیدن، درک کردن، اختیار کردن، پیشه کردن، پیروی کردن، متابعت کردن، تقلید کردن

follow – up

ادامه، دنباله، بقیه، بعدی، تکمیلی

صفحه  262  از  741