fire آتش، آتشسوزی، حریق، اجاق، بخاری، شور و اشتیاق، حرارت، آتشزدن، ایجاد حریقکردن، سوزاندن، حرارت دادن، سوخت رساندن، سوختگیری کردن، بیرون کردن، اخراج کردن
firm سفت، سخت، محکم، پایدار، استوار، راسخ، جدی، مصمم، باثبات، قابل اطمینان، قطعی، شرکت، مؤسسه تجاری، تجارتخانه، بنگاه تجاری، سفت کردن، محکم کردن، قطعی کردن، قطعیت بخشیدن، استحکام بخشیدن، سفت شدن، محکم شدن، دوباره رونق گرفتن
first اول، نخست، یکم، اولین، نخستین، یکمین، پیش از همه، اولینبار، نخستینبار، آغاز، ابتدا، اول، رتبه اول، مقام اول، درجه ممتاز، دنده یک