در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

finishing work

کار پایانی، کار تکمیلی، نازک‌کاری، پرداخت

finite

محدود، متناهی، پایان‌پذیر

fire

آتش، آتش‌سوزی، حریق، اجاق، بخاری، شور و اشتیاق، حرارت، آتش‌زدن، ایجاد حریق‌کردن، سوزاندن، حرارت دادن، سوخت رساندن، سوختگیری کردن، بیرون کردن، اخراج کردن

fire risk

خطر آتش‌سوزی، ریسک آتش‌سوزی

fire test

آزمایش مقاومت در برابر آتش

fireman

مأمور آتش‌نشانی، آتش‌نشان

firm

سفت، سخت، محکم، پایدار، استوار، راسخ، جدی، مصمم، باثبات، قابل اطمینان، قطعی، شرکت، مؤسسه تجاری، تجارتخانه، بنگاه تجاری، سفت کردن، محکم کردن، قطعی کردن، قطعیت بخشیدن، استحکام بخشیدن، سفت شدن، محکم شدن، دوباره رونق گرفتن

first

اول، نخست، یکم، اولین، نخستین، یکمین، پیش از همه، اولین‌بار، نخستین‌بار، آغاز، ابتدا، اول، رتبه اول، مقام اول، درجه ممتاز، دنده یک

first class

درجه یک (در قطار، هواپیما و ...)، پست پیشتاز، ممتاز، عالی

first draft

طرح مقدماتی، پیش‌نویس اولیه

«‹ ۲۵۳  ۲۵۴  ۲۵۵ ۲۵۶ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۵۵ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰