در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

figure

رقم، عدد، شکل، تصویر، عکس، نمودار، ریخت، ترکیب، چهره، شخصیت، شخص

filament

رشته، مفتول نازک، فیلامان

file

پرونده، پوشه، فایل، برگه‌دان، فیشیه، قفسه (پرونده)، سابقه، صف، ردیف، قطار، بایگانی کردن، در پرونده گذاشتن، تشکیل پرونده دادن، به صف کردن، به خط کردن، به ردیف کردن

file (master)

مجموعه‌ای از سوابق مرتبط به یکی از موضوعات اصلی یک سیستم اطلاعاتی (مانند مشتریان، کارمندان و ...)

filing

بایگانی، بایگانی کردن

fill

خاکریز، خاکریزی، مقدار کافی، به قدر کفایت، پر کردن، اشغال کردن (پُست)، به عهده گرفتن، انجام وظیفه کردن، منصوب کردن، به کار گماردن، پاسخ گفتن، برآوردن، رفع کردن

fill (rock)

خاکریز سنگی، سنگریز، پشته سنگریز

«‹ ۲۵۰  ۲۵۱  ۲۵۲ ۲۵۳ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۵۲ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰