در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
expenditure
مخارج، هزینه، خرج، صرف، مصرف
expenditure (capital)
مخارج سرمایهای
expenditure (current)
هزینه جاری
expenditure (discounted)
هزینه کاهشیافته، مخارج کاهشیافته
expenditure (enegry)
هزینه انرژی
expenditure (equipment)
هزینه تجهیزات
expenditure (household)
هزینه خانوار
expenditure (investment)
هزینه سرمایهگذاری
expenditure (national)
مخارج ملی
expenditure (operating)
هزینه (مخارج) بهرهبرداری، هزینه عملیاتی
expenditure (public)
مخارج دولتی، مخارج عمومی، هزینههای عمومی
expenditure (secondary)
هزینه ثانویه، مخارج فرعی
expenditure (warrant for)
تضمین مخارج، سند مخارج
expenditure distribution
توزیع مخارج، توزیع هزینهها
expense
هزینه، خرج
expense (running)
هزینه جاری، هزینه استفاده
expense (working)
هزینه کار، هزینه عملیات
expense authorization of programme
مجوز (اختیار) مالی برنامه
expenses
مخارج، هزینهها
expenses (accessory)
مخارج فرعی (اضافی)
expenses (apportionment of)
تقسیم هزینهها، تخصیص هزینهها
expenses (general)
مخارج عمومی
expenses (incidental)
مخارج اتفاقی، هزینههای تصادفی
expenses (overhead)
هزینههای بالاسری
expenses (travel)
مخارج سفر
expenses (working)
مخارج جاری، مخارج بهرهبرداری
experience
تجربه، مهارت، پختگی، کارآزمودگی، تجربه کردن، متحمل شدن، روبرو شدن
experienced
باتجربه، کارآزموده، مجرب، پخته، خبره، کارکشته
experienced driver
راننده مجرب، راننده باتجربه
experiment
آزمایش، تجربه، آزمایش کردن، آزمودن
experimental
آزمایشی، آزمایشگاهی، تجبی
experimental method
روش آزمایشی
experimentation
آزمایش، آزمایشی
expert
متخصص، کارشناس، اهل فن، خبره، استاد، ماهر، باتجربه، کارشناسانه، تخصصی
expert (acoustics)
کارشناس صوتشناسی
expert (road safety)
کارشناس (متخصص) ایمنی راه
صفحه 242 از 741