در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

expenditure

مخارج، هزینه، خرج، صرف، مصرف

experience

تجربه، مهارت، پختگی، کارآزمودگی، تجربه کردن، متحمل شدن، روبرو شدن

experienced

باتجربه، کارآزموده، مجرب، پخته، خبره، کارکشته

experiment

آزمایش، تجربه، آزمایش کردن، آزمودن

expert

متخصص، کارشناس، اهل فن، خبره، استاد، ماهر، باتجربه، کارشناسانه، تخصصی

«‹ ۲۴۰  ۲۴۱  ۲۴۲ ۲۴۳ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۴۲ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰