در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

engrave

حک کردن، کندن، حکاکی کردن، گراور زدن، کلیشه زدن

engraving

حکاکی، قلم‌زنی، گراورسازی، کلیشه‌سازی، کلیشه، گراور

enrockment

دیواره سنگ‌چین، دیوار خشکه‌چین، موج شکن تخته سنگی (سازه‌های آبی)، سنگریزی، سنگ‌چینی (بنایی)

enter

وارد شدن،‌ داخل شدن، سوار شدن، ثبت نام کردن، اسم نوشتن، پیوستن، شروع کردن، ثبت کردن، وارد کردن، یادداشت کردن

enterprise

کار، اقدام، عمل، مسؤولیت، عزم، اراده، تهور، بی‌باکی، شرکت، مؤسسه، بنگاه، کار و کسب

enthalpy

حرارت فعال، انتالپی (گرمای درونی دستگاه بر حسب واحد جرم)

entrance

مدخل، راه ورودی، در، راهرو،‌ ورود، دخول، اجازه ورود، حق دخول

entrance ramp[USA]

رمپ ورودی، رابط ورودی، رمپ دسترسی، رابط دسترسی [اصطلاح آمریکایی]

entrepreneur

کارفرما، کارآفرین، صاحبکار، سرمایه‌گذار، معامله‌گر، بنگاه‌دار، پیشه‌ور، پیمانکار، مقاطعه‌کار

entry

ورود، دخول، اجازه ورود، حق ورود، در، ورودی، مدخل، ثبت، وارد کردن، قلم، فقره (فهرست)

«‹ ۲۲۹  ۲۳۰  ۲۳۱ ۲۳۲ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۳۱ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰