در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

emulsifier

امولسیون‌ساز، مایه امولسیون

emulsify

معلق کردن، امولسیونه کردن، دوغاب کردن

enact [a decree] v/

وضع کردن، مقرر داشتن، حکم کردن، تصویب کردن، به تصویب رساندن [قانون]

enactment

وضع (قانون)، قانون‌گذاری، قانون، حکم

enamel

لعاب، مینا، لعابی، لعاب دادن، میناکاری کردن

enclose

محصور کردن، حصار کشیدن، احاطه کردن، فرا گرفتن، در برگرفتن

enclosure

حصارکشی، دیوارکشی، حصار، دیوار

end

انتها، ته، پایان، آخر، حد، سر، نوک، سرانجام، عاقبت، ته‌مانده، خرده، ریزه، مرگ، زوال، هدف، مقصود، نتیجه، پایانی، انتهایی، نهایی، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، به آخر رسیدن، ختم شدن

end (dead) [USA]

بن‌بست، راه غیر قابل عبور، راه منتهی به بن‌بست، کوچه بن‌بست، خیابان بن‌بست، مسیر بدون خروجی، راه‌ بن‌بست [اصطلاح آمریکایی]

«‹ ۲۲۵  ۲۲۶  ۲۲۷ ۲۲۸ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۲۷ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰