در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

emergency supply

ذخیره اضطراری، تدارک اضطراری، عرضه اضطراری

emission

انتشار، پخش، ارسال، صدور

emit

بیرون دادن، خارج کردن، بیرون ریختن، پراکندن، صادر کردن، ساطع کردن، فرستادن، پخش کردن، منتشر کردن

emitter

پخش‌کننده، ساطع‌کننده، فرستنده

empirical a/

تجربی، مبتنی بر تجربه، مشاهده‌ای

employee

کارمند، حقوق‌بگیر، مستخدم

employee tax

مالیات حقوق (مالیات بر حقوق کارمندان)

employment

استخدام، اشتغال، کار، شغل، پیشه، حرفه

empty

خالی، تهی، بی‌سکنه (شهر)، بی‌اساس، بی‌پایه، بی‌معنی، خالی کردن، تهی کردن، تخلیه کردن، خارج کردن، بیرون ریختن

صفحه  226  از  741