در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
duty (inhabited house)
مالیات مسکن
duty [tax]
حق گمرکی، حقوق گمرکی، مالیات، عوارض
duty – free a/
معاف از مالیات، بدون گمرک
duty – free shop
فروشگاه معاف از مالیات
dweller
ساکن، مقیم، اهل
dweller (town)
شهری، شهرنشین
dwelling
محل سکونت، محل اقامت، مسکن، منزل
dwelling density
تراکم مسکن
dwelling house
خانه مسکونی، منزل
dwelling place
محل سکونت، محل اقامت
dwelling premises
املاک مسکونی
dwelling type
نوع محل سکونت، نوع مسکن
dwelling unit
واحد مسکونی
dye
رنگ، رنگینه، رنگ کردن، رنگ دادن
dyname
دینام (وسیلهای که نیروی مکانیکی را به نیروی الکتریکی تبدیل میکند.) مولد*
dynamic a/
پویا، دینامیک، فعال، پرتحرک، پرجنبوجوش، پویایی، تحرک، نیرو
dynamic control
کنترل دینامیک
dynamic effect
اثر پویا، اثر دینامیک
dynamic fragmentation
خردشدگی دینامیک، قطعه قطعه شدن پویا
dynamic lane control
نظارت پویا بر مسیر، کنترل دینامیک خط عبوری
dynamic modulus
ضریب پویایی، ضریب دینامیک
dynamic presence
حضور دینامیک، حضور پویا
dynamic road pricing
قیمتگذاری دینامیکی (پویا) راه
dynamic route guidance
(سیستم) هدایت دینامیکی مسیر (راه)
dynamic route signing
علامتگذاری مسیر به صورت دینامیک
dynamic signing
نصب علایم (تابلو) پویا (دینامیک)
dynamic strength
مقاومت دینامیک (پویا)، پایداری دینامیک
dynamic stresses
تنشهای دینامیک
dynamic viscosity
ویسکوزیته دینامیکی، گرانروی دینامیکی
dynamic weigher
دستگاه توزین دینامیکی
dynamics
علم دینامیک، پویششناسی، تحرک، فعالیت، جنبوجوش، پویایی
dynamics (vehicle)
دینامیک وسیله نقلیه
dynamite
دینامیت، باعث جر و بحث، مایه جار و جنجال
dynamiting
با دینامیت منفجر کردن، دینامیتگذاری کردن
E E
E E
eardrum
پرده گوش، صماخ
صفحه 217 از 741