divide v/ تقسیم کردن، توزیع کردن، قسمت کردن، سرشکن کردن، بخش کردن، جدا کردن، سوا کردن، جدایی انداختن، منشعب شدن، چند شاخه شدن، تقسیم شدن، بخش شدن
divided highway [USA] راه با سوارهروهای جدا از هم، راه دارای مسیر رفت و برگشت مجزا [اصطلاح آمریکایی]
dock لنگرگاه، حوضچه (بندر)، بارانداز، سکوی بارگیری، تعمیرگاه کشتی، لنگر انداختن، پهلو گرفتن، به لنگرگاه آوردن
documentation سندسازی، مستندسازی، ارایه سند و مدرک، اثبات با مدرک، استناد، مدارک، شواهد، جمعآوری اسناد، گردآوری مدارک