در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

dispenser (money)

دستگاه خودکار پرداخت پول، توزیع‌کننده پول، پرداخت‌کننده پول، خودپرداز

dispersal

پخش، انتشار، پراکنده کردن،‌گسترش، رواج

disperse

پراکنده کردن، پراکندن، پخش کردن، گستراندن

dispersion

پخش، انتشار، پراکندگی، پراکنش، تجزیه (نور)

displace

جابجاکردن، جانشین شدن

display

نمایش، ابراز، نمایشگر، صفحه نمایش، نشان دادن

disposal

انهدام، از بین بردن (زباله)

disput

بحث، گفتگو، مشاجره، مناقشه، دعوا، اختلاف نظر، تردید کردن، بحث کردن، گفتگو کردن، مشاجره کردن

disrupt

مختل کردن، وقفه ایجاد کردن، درهم ریختن، آشفتن

disruption

ایجاد شکاف، وقفه،‌ قطع، برهم زدن، بی‌نظمی، اختلال، آشوب

dissatisfaction

نارضایتی، عدم رضایت، ناخرسندی، ناخشنودی

dissolution

حل، فروپاشی، تلاشی، زوال، فسخ (قرارداد)، اختتام، ختم (جلسه)، قطع (رابطه)

dissymmetry

عدم تناسب، عدم تقارن، عدم توازن

distance

فاصله، مسافت، دوری، بُعد، مدت (زمان)، فاصله انداختن، فاصله گرفتن

«‹ ۲۰۱  ۲۰۲  ۲۰۳ ۲۰۴ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۰۳ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰