در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

dip

شیب، شیب چینه (زمین‌شناسی)، سراشیب، سرازیری، غوطه، شستشو، شیب یافتن، سرازیرشدن، فرو بردن، پایین آوردن، فرود آوردن، کاهش یافتن، افت کردن

dip headlights

نورپایین، نور پایین انداختن (چراغ‌های اتومبیل)

diploma

دیپلم، مدرک، گواهی‌نامه

diplomat

سیاستمدار، دیپلمات، نماینده سیاسی

direct

مستقیم، راست (خط، راه)، بی‌واسطه (علت، نتیجه)، آنی، فوری (خطر)، صریح، قاطع، آشکار، کامل، محض، راهنمایی کردن، هدایت کردن، فرستادن، ارسال کردن، اداره کردن، نظارت کردن، رهبری کردن، دستور دادن، توصیه کردن

direction

مسیر، راه، جهت، سمت، طرف، سو، دستورالعمل، اداره، رهبری، مدیریت، هدایت، نظارت، کنترل

direction sign

علامت جهت، تابلوی جهت‌نما، علامت نشان‌دهنده جهت

صفحه  199  از  741