در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

diaphragm wall

دیوار دیافراگم، دیوار غشایی، دیوار جداکننده

dichotomy

تقسیم به دو بخش، تقسیم به دو دسته، دو شاخه شدن

dictionary

فرهنگ لغت، لغت‌نامه، واژه‌نامه

diesel

دیزل، موتور دیزل، موتور گازوییلی، وسیله نقلیه دیزلی، گازوییل

difference

فرق، تفاوت، اختلاف، تمایز، اختلاف‌نظر، باقی‌مانده، مابه‌التفاوت

differential

تفاضلی، افتراقی، اختلافی، متفاوت، متمایز، دیفرانسیل

diffuse

پخش کردن، پراکندن، منتشر کردن، پخش شدن، پراکنده شدن، منتشر شدن، پخش شده، منتشر شده، اشاعه یافته، پراکنده

diffuse lighting

روشنایی پراکنده، نورپردازی پخش شده (غیر متمرکز)

صفحه  197  از  741