در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

determinant

تعیین‌کننده، نمایانگر، مبیّن

determinantion

تعیین، مشخص‌کردن، محاسبه، حساب کردن، تصمیم، عزم، اراده، قصد نیت

detour

راه فرعی، مسیر انحرافی، انحراف، تغییر مسیر، پیچ

detritus

آوار، مواد خردوریز، مواد باقی‌مانده حاصل از هوازدگی سنگ‌ها

develop

رشد دادن، پرورش دادن، توسعه دادن، گسترش دادن، قابل بهره‌برداری کردن،‌ آباد کردن، رونق دادن، شکل دادن، ایجاد کردن

developed

رشد یافته، بالغ، پیشرفته، پررونق، گسترش‌یافته، آباد، توسعه‌یافته، بسط‌یافته

developed area

منطقه توسعه‌یافته، منطقه رشدیافته، منطقه پیشرفته، منطقه شهری شده

developing

در حال توسعه، رو به رشد، در حال پیشرفت

development

رشد، پرورش، توسعه، شکوفایی، پیشرفت، تحول، شکل‌گیری

development (land)

توسعه زمین، آمایش زمین (فرآیند بهسازی یک قطعه زمین بزرگ شامل پاکسازی، شیب‌بندی و احداث شبکه‌های فاضلاب و سایر تأسیسات ضروری مانند آب، گاز و برق)

«‹ ۱۹۲  ۱۹۳  ۱۹۴ ۱۹۵ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۹۴ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰