در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

designate

تعیین شده، معرفی شده، نامزدشده، تعیین کردن، مشخص‌کردن، درنظرگرفتن، انتخاب کردن، برگزیدن

designated lane

خط عبوری معین شده، مسیر درنظرگرفته شده، مسیر مشخص شده، خط عبوری تخصیص داده شده

designated parking

پارکینگ تخصیص داده شده، توقفگاه اختصاص یافته

designation

معرفی، انتخاب، تخصیص، تعیین، انتصاب، معرفی

صفحه  191  از  741