deputy قائممقام، جانشین، کفیل، نایب، معاون (اداره، سازمان)، نماینده، عضو هیأت نمایندگی، نماینده مجلس
derive v/ استخراج کردن، بیرون کشیدن، استنتاج کردن، بدست آوردن، حاصل کردن، کسب کردن، ناشی شدن، نشأت یافتن، سرچشمه گرفتن