در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

demography

علم جمعیت‌شناسی، جمعیت‌نگاری

demolition

ویران‌سازی، انهدام، تخریب

demonstration

اثبات، استدلال، برهان، توضیح، شرح، نمایش، به نمایش گذاردن، نشان دادن

demurrage

جریمه دیرکرد، کرایه معطلی، هزینه تأخیربارگیری، هزینه تأخیر تخلیه، جریمه عدم تخلیه

dense

غلیظ، انبوه، متراکم، فشرده

densely

به طور متراکم، فشرده، به شدت، بسیار

densitometer

غلظت‌سنج، نور چگالی‌سنج، تاری‌سنج، چگالی‌سنج*

density

غلظت، تراکم، انبوهی، فشردگی، چگالی‌، جرم مخصوص

depart

رفتن، عزیمت کردن، روانه شدن، فاصله‌گرفتن، جداشدن، دورشدن

صفحه  187  از  741