در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

delivery vehicle

وسیله نقلیه تحویل، وسیله نقلیه توزیع (کالا)

demand

درخواست، تقاضا، مطالبه، مورد تقاضا، طلب

demand (chemical oxygen)

اکسیژن مورد نیاز برای واکنش شیمیایی، تقاضای شیمیایی اکسیژن

demarcate

علامت‌گذاری کردن، نشان‌گذاردن، مرز مشخص کردن، جدا کردن، متمایز کردن

demarcated lane

خط عبوری متمایزشده، خط عبوری مشخص شده

demarcation

تعیین حدود، نشانه‌گذاری، مرزنمایی، مرزبندی، جداسازی، تمایز

demographic a/

مربوط به جمعیت‌شناسی، جمعیتی، مربوط به جمعیت

صفحه  186  از  741