در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

deform

تغییر شکل دادن، از شکل انداختن

deformabilily

تغییر شکل‌پذیری، قابلیت تغییر شکل

deformed state

حالت بعد از تغییر شکل، حالت تغییریافته

defraud v/

کلاهبرداری کردن، تقلب کردن

defrosting

یخ چیزی را آب کردن، یخ‌زدایی

degree

مرحله، درجه، مقام، رتبه، منزلت، پایه، موقعیت اجتماعی

degree (second)

درجه دوم (مثلاً در مورد سوختگی یا قتل)

«‹ ۱۸۲  ۱۸۳  ۱۸۴ ۱۸۵ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۸۴ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰