در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

deed

کار، عمل، فعل، کردار، رفتار، سند، قباله

deep

عمیق، گود، ژرف، سنگین (برف)، پهن، کلفت

default

قصور، کوتاهی، نبود، فقدان، عدم، غیبت، قصور در پرداخت، غایب بودن، غیبت کردن، کوتاهی کردن، سرموعد نپرداختن

default in paying

عدم پرداخت، قصور در پرداخت، کوتاهی در پرداخت

defect

عیب، نقص، خطا، کاستی، نقصان

defective

خراب، معیوب (دستگاه)، ناقص

defer

به تأخیر انداختن، به تعویق انداختن، به وقت دیگر موکول کردن

deficiency

کمبود، نقصان، کمی، نبود، کسر، کسری (مالی)، نقص، ضعف

definition

تعریف، شرح، وصف، توصیف، تعیین، روشنی، صراحت،‌ وضوح، مشخص بودن

definitive

قطعی، نهایی، مشخص کننده، روشنگر، دقیق

deflection

افت، خمیدگی، تغییر شکل خمشی (سازه)، انحراف (نقشه‌برداری)

deflectograph

دستگاهی که میزان انحراف را ثبت می‌کند، افت‌وخیزنگار

صفحه  183  از  741