در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

datum

(صورت مفرد واژه data) داده، مبنا، پایه

datum level

مبنای ترازیابی، سطح مبنا (نقشه‌برداری)

datum plane

سطح مبنا، مبنای ترازیابی (نقشه‌برداری)

dawn

سپیده دم، پگاه، سحر، فجر، سرآغاز، ظهور، پیدایش، طلیعه، طلوع کردن، سپیده زدن، صبح شدن، نمایان شدن، آشکار شدن

day

روز، شبانه‌روز، روز کاری، روزگار، دوران، دوره، مدت، عمر

daybreak

طلوع صبح، سپیده‌دم، فجر، بامداد

daylight

روز، روشنایی روز، روز روشن، سپیده‌دم، سحر

dazzle

خیره‌کنندگی، درخشش، نور خیره کننده، چشم را زدن، خیره کردن

dead

مرده، پژمرده، خشکیده، آرام، بی‌حرکت، محض، مطلق، خراب، بی‌مصرف، از کار افتاده

dead end [USA]

بن‌بست، راه غیرقابل عبور، راه منتهی به بن‌بست، کوچه بن‌بست، خیابان بن‌بست، مسیر بدون خروجی، راه بن‌بست [اصطلاح آمریکایی]

dead freight

کرایه پرداختی برای فضای اشغال نشده، بار فاسد نشدنی سنگین یا مهارناپذیر

dead weight

وزن خالص وسیله حمل‌ونقل بدون بار، وزن خشکه

deadhead

مسافر مجانی، بی‌ بلیط سوار شدن (قطار،‌ اتوبوس)، قطار خالی، ماشین خالی

«‹ ۱۷۸  ۱۷۹  ۱۸۰ ۱۸۱ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۸۰ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰