در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

dam

سد، آب‌بند، دریاچه پشت سد، آب سد، سد بستن روی، سد ساختن بر، سد کردن

damage

خسارت، آسیب، صدمه، لطمه، ضرر، زیان، غرامت، تاوان (حقوق)، خسارت رساندن به، صدمه زدن به، آسیب‌رساندن به، ضرردادن به

damage form

فرم تعیین خسارت، شکل (حالت) خسارت، نوع صدمه

damage to persons

آسیب‌رساندن به افراد، خسارت زدن به اشخاص

damage to property

آسیب (صدمه) به اموال،‌ آسیب مالی،‌ خسارت به اموال، خسارت مالی

damaged car

خودروی تصادفی، خودروی خسارت دیده

damaged sign

تابلوی آسیب دیده، تابلوی خسارت دیده

damper

میراکننده، مستهلک‌کننده، کاهنده، لرزه‌گیر، ضربه‌گیر، کمک فنر (اتومبیل)، دریچه هوا، خفه‌کن دودکش

danger

تابلوی خطر، علامت خطر

صفحه  177  از  741