در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

creditor

بستانکار، طلبکار، وام‌دهنده، اعتباردهنده

creep

خزش، وارفتگی بتن، لغزش سطحی، خزیدن، چهار دست و پا رفتن

crescent

هلالی، هلالی شکل، میدان‌گاهی، نیم‌فلکه، دور برگردان

crest

نقطه اوج، اوج، قله، نوک، خط رأس، ستیغ، کاکل (شیروانی)

crew

خدمه، کارکنان (کشتی، هواپیما، قطار و ...)

crib

چوب‌بندی، تیربست (معماری)، شبکه تیربست زیرپی، صندوقه تیربست (پی‌سازی)

crime

جرم، جنایت، قانون‌شکنی، خطا، تقصیر

criminal a/

جنایی، خلاف اخلاق، جنایتکارانه، تبهکارانه

crisis

بحران، مرحله بحرانی، موقع حساس، نقطه عطف

criteria

معیار، ملاک، ضابطه، میزان، مقیاس

critical a/

بحرانی، حاد، حساس، سخت، خطرناک

cross

صلیب، ضربدر، علامت جمع، عبور، قطع، گذشتن، گذر، چهارراه، از وسط گذشتن، عبور کردن، رد شدن

صفحه  169  از  741