در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

country area

منطقه خراج شهری، منطقه برون‌شهری

countryside

خارج شهر، بیرون شهر، ناحیه روستایی

county

شهرستان، ناحیه، اهالی استان، اهالی ناحیه

county borough

شهرستان آزاد (بریتانیا)، حوزه انتخابی (نمایندگی مجلس)

county hall

ساختمان بخشداری، ساختمان فرمانداری

county seat [USA]

مرکز استان، مرکز ناحیه، حاکم‌نشین [اصطلاح آمریکایی]

county town

مرکز استان، مرکز ناحیه، حاکم‌نشین

coupling

اتصال، پیوند، بست، چفت، بازوی اتصال

course

مسیر، طریق، خط سیر، بستر (رود)، زمین (ورزش)، روش، روال، دوره، درس، کلاس، لایه، ردیف، رگ‌چین (بنایی)، شتافتن، جاری شدن، جاری بودن

course (base)

لایه اساس، قشر اساس، کرسی چینی (بنایی)

«‹ ۱۶۳  ۱۶۴  ۱۶۵ ۱۶۶ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۶۵ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰