در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

conveyor

انتقال‌دهنده، رساننده، واگذارکننده، منتقل کننده، ترابر، نقاله، تسمه نقاله

convoy

اسکورت، همراهی، مشایعت، بدرقه، گروه محافظ، کاروان دریایی (دریانوردی)، اسکورت کردن، همراهی کردن

coolant

سردکننده، خنک‌کننده، خنک کن

cooling

سرمایش، خنک‌سازی، سرد کردن، خنک‌کننده

cooperation

همکاری، تعاون، همیاری، تشریک مساعی، مساعدت، کمک

cooperative

تعاونی، کمک‌کار، دستگیر، مشترک، جمعی

coordinate

مختصات، همپایه، هم‌مرتبه، هم‌تراز، هماهنگ، هماهنگ‌کردن، متناسب ساختن، منظم کردن

coordination

هماهنگ‌سازی، هماهنگی، تنظیم، ترتیب، آرایش، تناسب، نظم

coordinator

هماهنگ‌کننده، تنظیم‌کننده

صفحه  159  از  741