در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

conservancy

حفاظت، نگهداری (رود، بندر، محیط زیست)، سازمان حفاظت محیط زیست (بریتانیا)

conservation

حفاظت، نگهداری، حفظ، حراست، بقا، صرفه‌جویی

consideration

ملاحظه، توجه، دقت، رعایت، بررسی، فکر، اندیشه، تأمل

consignor

فرستنده، ارسال‌کننده (کالا، امانت)

console

پایه بازویی، پایه سه گوش، میز فرمان، پایه گچبری (معماری)

conspicuous

روشن، واضح، آشکار، معلوم، مشهود، قابل رؤیت، برجسته، سرشناس

constable

ژاندارم، پاسبان، پلیس (بریتانیا)

constituency

حوزه انتخاباتی، حوزه انتخابی، حامیان، هواداران

constituent

جزء تشکیل‌دهنده، جزء سازنده، دارای حق انتخاب، انتخاب کننده، مؤسس، قانون‌گذار (هیأت، شورا)

constitution

قانون اساسی، مشروطه، مشروطیت، ترکیب، ساخت، ساختمان، سازمان، نظام، تشکیلات، اساس‌نامه (شرکت

constitutional a/

مطابق با قانون اساسی، مربوط به قانون اساسی، مشروطه، قانونمند، قانونی، مشروع

constraint

اجبار، الزام، ناچاری، جلوگیری، ممانعت، بازداری، محدودیت، قید، بند

صفحه  150  از  741